|
Just for free time 3
|
دادگری رسم جهانداری است:عدل وعدالت همه پسند است داری طرب کن نداری طلب کن:داشتی بخور نداشتی تلاش کن درآستین همه چی دارد:آماده است در جیبش کارتونک بسته:پولی درجیب ندارد درحاشا باز است:برای انکار حدودی نیست درهفت آسمان یک ستاره نداره:بخت برگشته دست به عصا راه میرود:با احتیاط عمل میکند [ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
خاطرنشان میکند:تذکر میدهد خاک برایش خبر نبرد:بدگویی در پس مرده قبل از آغاز سخن خاک به امانت خیانت نمیکند:کنایه برکسی که در کاری خیانت کرده خدا از دهنت بشنود:واقعیت دارد خدا از ته دلت بپرسد:از زبان ما گقتی خدای جهان را جهان تنگ نیست:دربزرگی پروردگار گفته میشود خرسیاه وراه آسیا:طی یک مسیر همیشه [ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
حاشیه نشین دلش گشاد است:عدم اطلاع از مسایل موجود حالا من میو:حالا نوبت من است حرف پیشکی:مایه ی شیشکی حرف زشت،زیرخشت:حرفی که ارزش ندارد بایدمخفی بماند حرفش دررو ندارد:کسی خریدار سخنش نیست حواله را روی یخ بنویس:عدم ارزش مالی حسرت به گوربرد:به آرزویش نرسید [ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
چاه کن همیشه ته چاه است:کنایه برکسی که درصدد ساختن دام برای دیگران است چپ وراستش راتشخیص نمی دهد:تشخیص بد از خوب چراغ از بهر تاریکی نگهدار:باهمه دیوارهارا خراب نکن چشم داره نخودچی،ابرو نادره هیچی:کنایه آدم زشت چشم هایش آلبالو گیلاس میچیند:تمیز ندادن ازهم چشمش آب نمیخورد:امیدی نداشتن چوبش راخورده:به سزای عملش رسیده [ جمعه 1 اردیبهشت 1391 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
جایی نمی خوابدکه آب زیرش برود:کنایه برکسی که ممکن نیست خطا کند جانماز آب میکشد:به دروغ تقدسی بودن جان به جان گیر نمیدهد:آدم خسیسی است جنگولک درآوردن:سروصدا راه انداختن جنگل مولاست:درهم وشلوغ جواب سربالا دادن:پاسخ منفی جگرذلیخاست:تکه پاره بودن [ دوشنبه 28 فروردین 1391 ] [ 11:57 ق.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
ثابت قدم باش وغم روزی مخور:وقتی با قدرت وایمان ایستادی همه چیز بدست می آید ثمر اززندگی در وصال است:ازدواج ویاوصلت ادامه ی زتدگی زیباست ثبات خانه از دیوار است:پایداری خانه را دیوار هایش حفظ میکند ثبات ملک به عدل است:عدل ومروت جاودانه زیستن است ثروتی بهتر از جوانی نیست:جوانی ثروت است وکمتر قدر آنرا میدانند [ جمعه 25 فروردین 1391 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
تا
یارکه خواهد ومیلش به که باشد:خریدار کیست تاتوباشی
که آروغ بیجا نزنی:کنایه برکسی که بی مورد دخالت میکند تب
تند زود عرقش در می آید:تندوزودفروکش میکند ترگل
ورگل:تروتازه تروفرز
است:چابک وزرنگ است تقش
درآمد:گندکار بلند شد تنش
به تن اوخورده:اوراالگو قرار داده [ دوشنبه 21 فروردین 1391 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
پاپی مردم میشود:مردم را تعقیب میکند پاتیلش دررفت:کنایه از آدمی کا از پا درآمدهپ پاشنه ی دهانش را کشیده:کنایه برکسی که ناسزا میگوید پرده دری میکند:اسراردیگران رافاش میکند پرسه میزند:ولگردی میکند پزعالی جیب خالی:ظاهر خوب ولی پول درجیب ندارد پشت سرش نماز میخواند:به اواعتماد دارد [ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
بابزرگان پیوند کرده است:کنایه به کسی که درزحمت است به عللت دوستی وصلت با بزرگان بادبکاری توفان درو خواهی کرد:جز کشته ی خویش ندروی باکیشی آمد وبا فیشی رفت:زودآمدن وزودرفتن با شاه پالوده نمیخورد:غرور بی حد در یک فرد برای هرخری آخر نمی بندند:کنایه بر کسی که لایق احترام نباشد بعداز چهل سال گدایی شب آدینه را فراموش کرده:کنایه برکسی که هفته را فراموش کرده بوقلمون صفت است:هرلحظه ای به رنگی است [ دوشنبه 14 فروردین 1391 ] [ 10:29 ق.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
ابرو گشاده باش چون دستت گشاده نیست:اگر پول نداری خنده رو باش اُتر خان رشتی:اشاره به آدم پر افاده اجل دور سرش پرپر میزنه:باخطر بازی کردن ارمغان مورچه پای ملخ است:هرکس هدیه خود را به اندازه ی توانش می فرستد انگوررسیده نسیب شغال میشود:اکثرا در جامعه،چیز خوب نسیب آدم های نالایق میشود اگر پایش روی مار باشد بگویی بردار قبول نمیکند:بسیار آدم لجوج افتان و خیزان:به سختی راه رفتن [ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ 05:23 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
آب باریکه ای داشتن:داشتن دامدی مختصر ودایمی آب به آب شدن:تغییرآب وهوا آب دهان مرده است:به چیزی که ازرنگ اصلی خود خارج است گویند آواز آسیاب رامیشنوم ولی آرد رانمی بینم:وعده ی الکی آن سبو بشکست وآن پیمانه ریخت:وضع تغییر کرد آن غلامی که داشتی سیاه بود:من نوکر ویا غلام تونیستم آمدن به ارادت،رفتن به اجازت:به میل خود به دیدارکسی رفتن برگشتن به اجازه ی او [ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
To unbosom onself. در دل کردن Uneasy lies the head that wear a crown. هر که بامش بیش برفش بیشتر Union is strength. یک دست صدا ندارد United we stand,divided we fall. آری به اتفاق جهان بتوان گرفت Ups and downs. گرم و سرد روزگار Up in the air. بلا تکلیف. [ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
The early bird catches the worm سحر خیز باش تا کامروا شوی. East or west,home's best هیچ جا بهتر از خانه خود آدم نمی شود. The end crowns all کار را که کرد ان که تمام کرد The end makes all equal مرگ شتری است که در هر خانه ای می خوابد. Envy never enriched ani man حسود هرگز نیاسود Even homer sometimes nods آدم جایزالخطاست Every day brings it's bread with روز از نو روزی از نو
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 06:59 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
To quake at work and sweat at meals وقت کار کردن چلاقم وقت خوردن قلچماق To quarrel with one's bred and butter نان کسی را آجر کردن Quarrelsome dogs get dirty coats آدم نترس سر سلامت به گور نمی برد Queen Ann is dead این را خواجه حافظ شیرازی هم میداند To queer a person's pitch آتش بیار معرکه بودن Quickly come,quickly go باد آورده را باد می برد [ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 11:12 ق.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
Keep an eye on thing هوای کار را داشته باش Kick the bucket به پیشواز گرگ رفتن kinife a person زیراب کسی را زدن know someone inside out کسی را خوب شناختن know the ropes راه و چاه را بلد بودن knock someone out of the saddle شکست دادن keep oneself to oneself معاشرت نکردن
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:49 ب.ظ ] [ امیر محمدپور ]
[ نظرات ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |